یک "نورون مادربزرگ" ، یک سلول منفرد در تقاطع درک حسی و حافظه که اولویت یک چهره مهم را نسبت به دیگران دارد ، مدتهاست که دست نیافتنی باقی مانده است زیرا دانشمندان در جستجوی دسته ای از سلول های مغز هستند که می تواند واکنش احشایی را که هنگام مشاهده کسی نشان می دهد توضیح دهد .
یک مطالعه جدید ، که در روز پنجشنبه در ژورنال Science منتشر شده است ، طبقه جدیدی از نورون ها را در منطقه قطب زمانی مغز نشان می دهد که ادراک چهره را به حافظه طولانی مدت مرتبط می کند.
آنها به جای یک "نورون مادربزرگ" منفرد ، جمعیتی از سلول ها هستند که در مجموع چهره های آشنا را به یاد می آورند.
استاد علوم اعصاب و رفتار در دانشگاه راکفلر ، وینریچ فریوالد گفت: "اگر می خواهید استدلال کسی را مسخره کنید ، آن را به عنوان" یک نورون مادربزرگ دیگر "رد می کنید - فرضی که نمی تواند وجود داشته باشد. اکنون ، در یک مبهم و گوشه مغز کم مطالعه شده ، نزدیکترین چیز به یک نورون مادربزرگ را پیدا کرده ایم: سلولهایی که قادر به درک چهره و حافظه هستند. "
فریوالد و همکارانش دریافتند که ممکن است ناحیه کوچکی در قطب زمانی مغز در شناسایی چهره نقش داشته باشد
محققان دریافتند که نورونها در منطقه قطب گیجگاهی "بسیار گزینشی" هستند ، و بسیار سریع عمل میکنند.( "تمایز بین چهره های شناخته شده و ناشناخته" بلافاصله پس از پردازش تصویر. )
صوفیا لندی ، نویسنده مطالعه ، در این بخش گفت: "این ممکن است به اهمیت شناخت شخصی از شخص دیگر اشاره کند. با توجه به تمایل امروزه به مجازی شدن ، توجه به این نکته ضروری است که چهره هایی که در صفحه مشاهده کرده ایم ممکن است همان فعالیت عصبی چهره هایی را که شخصاً ملاقات می کنیم ، برانگیزد."
این یافته ها اولین شواهد از "سلول ترکیبی مغز" است که در این مطالعه وجود دارد ، توصیف سلول های منطقه قطب گیجگاهی مانند سلول های حسی ، با پاسخ های قابل اعتماد و سریع به محرک های بینایی و واکنشی شبیه سلول های حافظه که فقط به محرک پاسخ می دهند دیده شده است.
فریوالد گفت ، "ما ارتباطی را بین حوزه های حسی و حافظه کشف کرده ایم."
محققان امیدوارند که به کار خود ادامه دهند ، خاطرنشان کردند که کشف آنها به این معنی است که مطالعات آینده می تواند چگونگی کدگذاری این سلولهای عصبی را برای چهره های آشنا بررسی کند - و یافته های آنها ممکن است پیامدهای بالینی برای افرادی داشته باشد که از پروپوزاسنوزیا رنج می برند ، یا نابینا هستند ، وضعیتی که حدود یک درصد از افراد تحت تأثیر قرار می گیرد.