آیا واقعا مسیر زمینی جدید راهآهن ایران، افغانستان و چین؛ میتواند فشار تحریم و تنگه هرمز را کم کند؟ بعضیها آن را شکست محاصره میدانند، اما کارشناسان میگویند: ریل جای نفتکش و بانک را نمیتواند بگیرد
@Kiosk.Toronto
ادعای ساخت سریع دو خط راهآهن و دو خط لوله از افغانستان میان ایران و چین، در فضای مجازی با تیترهای بسیار هیجانی منتشر شده؛ اما برای بررسی دقیق، باید این ادعا را به چند بخش جدا کرد. بخش اول، مسیر ریلی ایران به چین از راه افغانستان است که واقعاً در سطح مقامهای ایرانی، افغان و رسانههای منطقهای مطرح شده است. بخش دوم، ادعای خطوط لوله گاز و نفت است که فعلاً در منابع معتبر به اندازه پروژه ریلی، شفاف و قطعی نیست و بیشتر در سطح گمانهزنی ژئوپولیتیکی مطرح میشود.
طبق گزارش Ariana News، طرح پیشنهادی Herat–Mazar-e-Sharif–Wakhan قرار است ایران را از مسیر افغانستان به چین، اروپا و غرب آسیا وصل کند و مقامهای ریلی ایران گفتهاند این مسیر میتواند فاصله حملونقل را تا حدود ۵۰ درصد کم کند و امکان حرکت مستقیم قطارهای باری را تقویت کند. در همین گزارش آمده که مطالعات فنی برای ارزیابی نیازهای سرمایهگذاری در جریان است و از افزایش تعداد قطارهای باری ایران به سمت چین هم صحبت شده است.
مسیر مهم دیگر، Five Nations Railway Corridor است؛ کریدوری که از ایران، افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان و چین عبور میکند و هدف آن اتصال آسیای مرکزی و چین به ایران و سپس بنادر خلیج فارس است. طبق اطلاعات RECCA، بخشهای مختلف این کریدور شامل تکمیل بخش چهارم خواف ـ هرات، طراحی و آغاز ساخت مسیرهای شیرخانبندر ـ قندوز ـ مزارشریف و مزارشریف ـ شبرغان، و مطالعه و طراحی بخشهای بعدی در افغانستان است. خود RECCA تأکید کرده که در کوتاهمدت، تکمیل مطالعه امکانسنجی و طراحی اولیه برای ۶۵۴ کیلومتر از مسیر افغانستان ضروری است؛ یعنی هنوز صحبت از یک پروژه کاملاً آماده بهرهبرداری نیست.
از نگاه اقتصادی، موافقان این پروژه میگویند اگر مسیر ریلی ایران ـ افغانستان ـ چین کامل شود، ایران میتواند بخشی از تجارت خود را از حالت وابسته به مسیرهای دریایی خارج کند. این برای ایران در شرایط تحریم و فشار روی تنگه هرمز مهم است؛ چون مسیر زمینی میتواند بخشی از کالاهای صنعتی، معدنی، مصرفی و ترانزیتی را از مسیر افغانستان و آسیای مرکزی جابهجا کند. تحلیل Caspian Post هم میگوید این نوع کریدورها برای اتصال آسیای مرکزی به بازارهای جهانی از طریق ایران طراحی شدهاند و یکی از اهدافشان کاهش وابستگی به گلوگاههای دریایی است.
اما مخالفان و کارشناسان محتاط میگویند این پروژه هنوز با چند مانع بزرگ روبهروست: امنیت افغانستان، تأمین مالی، استانداردهای فنی ریل، کوهستانی بودن مسیر واخان، اختلافات ژئوپولیتیکی، نگرانی چین از ریسک امنیتی، و فشار تحریمهای آمریکا علیه همکاریهای زیرساختی با ایران. IAIS نیز نوشته طالبان بارها از چین برای توسعه زیرساخت در کریدور واخان کمک خواسته، اما چین به دلیل نگرانیهای امنیتی، رویکردی محتاطانه و منتظرانه نسبت به باز کردن مرز مشترک برای تجارت دارد.
اثر این راهآهن بر تحریمها باید دقیق گفته شود. این مسیر اگر کامل شود، میتواند به ایران یک مسیر تنفسی زمینی بدهد؛ یعنی بخشی از تجارت غیرنفتی، ترانزیت کالا و اتصال به چین از مسیر زمین تقویت شود. اما نمیتواند تحریمها را «بشکند» به معنای کامل کلمه، چون تحریمهای بانکی، بیمهای، حملونقل، سرمایهگذاری و شرکتهای طرف معامله همچنان باقی میمانند. راهآهن مسیر فیزیکی میسازد، اما مشکل پرداخت، بیمه، قرارداد، ریسک تحریم ثانویه و سرمایهگذار خارجی را بهتنهایی حل نمیکند.
در مورد تنگه هرمز هم باید واقعبین بود. AP گزارش داده که تنش در هرمز، کاهش شدید ترافیک دریایی، بحث دریافت عوارض و نقش چین در پرداختهای یوانی، این مسیر را به مرکز بحران انرژی تبدیل کرده است. همچنین گزارش دیگری از AP میگوید آمریکا و متحدان خلیج فارس، در شورای امنیت تهدید به تحریمهای تازه علیه ایران کردهاند اگر محدودیتها و فشارها در تنگه هرمز ادامه پیدا کند.
بنابراین راهآهن ایران ـ افغانستان ـ چین اگر ساخته شود، میتواند برای ایران یک اهرم مهم در برابر فشار دریایی باشد، اما جایگزین فوری هرمز نیست. نفت، گاز و بخش بزرگی از تجارت حجیم همچنان به مسیرهای دریایی وابستهاند. ریل میتواند کمک کند کالاهای غیرنفتی، کانتینری، مواد معدنی، کالاهای صنعتی و برخی تجارتهای منطقهای سریعتر جابهجا شوند؛ اما انتقال حجم عظیم انرژی از ریل یا مسیر خشکی، به خط لوله، قراردادهای بلندمدت و سرمایهگذاری بسیار بزرگ نیاز دارد.
■ زمان احتمالی آماده شدن پروژه
بر اساس منابع موجود، زمان قطعی افتتاح کامل مسیر ایران ـ افغانستان ـ چین اعلام نشده است. بخش خواف ـ هرات تا حدی پیش رفته و درباره تکمیل بخشهای بعدی صحبت شده، اما مسیرهای هرات ـ مزارشریف ـ واخان هنوز در مرحله مطالعه، طراحی، مذاکره و جذب سرمایه هستند. طبق RECCA، در کوتاهمدت باید مطالعه امکانسنجی و طراحی اولیه برای بخش بزرگی از مسیر افغانستان تکمیل شود؛ بنابراین اگر تأمین مالی و امنیت فراهم شود، پروژه میتواند وارد فاز جدیتری شود، اما افتتاح کامل آن احتمالاً چندساله است، نه یک اتفاق فوری در چند ماه آینده.
■ تحلیل موافقان و مخالفان
■ نگاه موافقان
موافقان میگویند این پروژه میتواند ایران را از فشار کامل گلوگاههای دریایی خارج کند، افغانستان را به مسیر ترانزیتی منطقه تبدیل کند، چین را به مسیر کوتاهتر به غرب آسیا برساند و برای ایران در شرایط تحریم، یک مسیر جدید اقتصادی بسازد.
■ نگاه مخالفان
منتقدان میگویند این پروژه بیش از حد تبلیغاتی شده و هنوز امنیت، سرمایهگذاری، ضمانت اجرایی، وضعیت طالبان، نگرانی چین و فشار تحریمها اجازه نمیدهد آن را یک مسیر آماده و قطعی بدانیم. بهخصوص ادعای خطوط لوله نفت و گاز فعلاً نیاز به سند رسمی و دقیقتری دارد.
■ نگاه کارشناسانه متعادل
واقعیت این است که این پروژه از نظر ژئوپولیتیکی بسیار مهم است، اما از نظر اجرایی هنوز فاصله زیادی تا بهرهبرداری کامل دارد. اگر ساخته شود، میتواند بخشی از فشار تحریم و ریسک هرمز را کم کند؛ اما نه تحریمها را کامل بیاثر میکند و نه جایگزین فوری مسیرهای دریایی انرژی میشود.
■ پیام امروز
گاهی یک نقشه حملونقل، فقط چند خط روی کاغذ نیست؛ میتواند مسیر فشار اقتصادی، قدرت سیاسی و آینده تجارت یک منطقه را عوض کند. اما تفاوت مهم اینجاست که بعضی پروژهها قبل از اینکه ساخته شوند، در رسانهها بزرگتر از واقعیت دیده میشوند. جلوتر بودن یعنی بدانیم کدام مسیر واقعاً در حال ساخته شدن است، کدام بخش هنوز روی کاغذ است، و کدام ادعا فقط برای ساختن هیجان سیاسی منتشر میشود.
■ منابع
Primary Source:
Ariana News ، گزارش طرح اتصال ریلی ایران به چین از مسیر افغانستان
Expert / Analysis Source:
Caspian Post ، تحلیل نقش کریدورهای ریلی ایران و افغانستان در اتصال آسیای مرکزی و کاهش وابستگی به گلوگاههای دریایی
Institutional Source:
RECCA ، اطلاعات رسمی درباره Five Nations Railway Corridor و مراحل طراحی و ساخت بخشهای افغانستان