بحث اصلی این ویدئو یک سؤال ساده اما بسیار مهم میسازد: اگر نوآوری جهانی عمدتاً در آمریکا و چین متمرکز است، چرا دولت کانادا باید اقتصاد خود را بیشتر به اروپا گره بزند؟ این سؤال برای ایرانیان کانادا هم کاملاً کاربردی است، چون آینده شغل، سرمایهگذاری، تکنولوژی، مهاجرت کاری و حتی رشد استارتاپهای کوچک کامیونیتی به همین مسیرهای کلان وابسته است.
از نظر دادههای جهانی، آمریکا همچنان مرکز ثقل استارتاپهای جهان است. سرمایه خطرپذیر، بازار بزرگ مصرف، دانشگاههای قدرتمند، شرکتهای بزرگ فناوری، سیلیکونولی، نیویورک و بوستون باعث شدهاند آمریکا در بخش بزرگی از اکوسیستم استارتاپی جهان جلوتر باشد. StartupBlink در گزارش ۲۰۲۵ خود آمریکا را رتبه اول جهان معرفی کرده و فاصله آن با رتبه دوم، یعنی بریتانیا، همچنان بسیار بزرگ است.
چین هم داستان متفاوتی دارد. چین ممکن است در بعضی رتبهبندیهای استارتاپی مثل StartupBlink در صدر نباشد، اما از نظر ظرفیت صنعتی، تولید سختافزار، باتری، خودرو برقی، هوش مصنوعی کاربردی، زنجیره تأمین و ثبت پتنت، یکی از بازیگران اصلی جهان است. گزارش WIPO و رویترز نشان میدهد چین در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ برای نخستین بار وارد جمع ۱۰ کشور اول شده و سهم بزرگی از ثبت پتنتهای جهانی را دارد.
اروپا اما تصویر پیچیدهتری دارد. نقدی که در کپشن انگلیسی آمده، بخشی از واقعیت را میگوید: اروپا در ساخت غولهای فناوری مصرفی در اندازه Apple، Google، Meta، Amazon، Tesla یا حتی ByteDance و Tencent ضعیفتر از آمریکا و چین بوده است. اتحادیه اروپا خودش هم این فاصله را قبول دارد؛ به همین دلیل کمیسیون اروپا در سال ۲۰۲۵ برنامهای با عنوان «Choose Europe to Start and Scale» معرفی کرد و از ایجاد Scaleup Europe Fund با هدف کمک به رشد استارتاپها و کم کردن فاصله با آمریکا و چین صحبت کرد.
اما اینکه بگوییم «اروپا فقط Spotify دارد» سادهسازی است. اروپا در حوزههایی مثل فینتک، امنیت سایبری، انرژی پاک، سلامت، تجهیزات صنعتی، دیپتک، نیمهرساناهای تخصصی، رباتیک، حملونقل پاک و تکنولوژیهای B2B جایگاه مهمی دارد. مشکل اروپا بیشتر این است که استارتاپهایش در مرحله رشد و scale-up با بازارهای تکهتکه، قوانین متفاوت، کمبود سرمایه دیرمرحله و محافظهکاری مالی روبهرو میشوند. حتی برنامه تازه اتحادیه اروپا هم دقیقاً برای همین شکاف طراحی شده است.
جایگاه کانادا هم دوگانه است. از یک طرف، کانادا در رتبهبندی StartupBlink در میان کشورهای مهم استارتاپی جهان قرار دارد و شهرهایی مثل تورنتو، ونکوور، مونترال، واترلو، اتاوا و کلگری ظرفیت واقعی دارند. StartupBlink کانادا را در میان کشورهای برتر استارتاپی ۲۰۲۵ معرفی کرده و Toronto-Waterloo از شناختهشدهترین قطبهای فناوری آمریکای شمالی است.
اما از طرف دیگر، گزارشهای تخصصی کانادایی هشدار میدهند که اکوسیستمهای اصلی کانادا در سالهای اخیر در رتبه جهانی افت کردهاند. BetaKit بر اساس Startup Genome گزارش داده Toronto-Waterloo، Vancouver و Ottawa در رتبهبندی ۲۰۲۵ افت داشتهاند و فقط Montreal و Calgary وضعیت نسبتاً ثابتتری نشان دادهاند. یک گزارش دیگر نیز از کاهش ۶۶ میلیارد دلاری ارزش اکوسیستمهای اصلی کانادا نسبت به اوج قبلی صحبت کرده و مشکل ساختاری در سرمایهگذاری seed و رشد را برجسته کرده است.
بنابراین مسئله واقعی این نیست که کانادا باید فقط سمت آمریکا برود یا فقط سمت اروپا. مسئله این است که کانادا از نظر بازار و سرمایه رشد، هنوز به آمریکا وابسته است؛ از نظر مواد معدنی، انرژی، مهاجرت استعداد و هوش مصنوعی ظرفیت دارد؛ از نظر سیاست خارجی و امنیت اقتصادی میخواهد وابستگی خود به آمریکا را کم کند؛ و از نظر چین، دنبال فرصتهای اقتصادی است اما با ریسک امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی روبهروست.
حرکت دولت کارنی به سمت اروپا را باید در همین چارچوب دید. دولت کارنی در ماههای اخیر روابط کانادا و اتحادیه اروپا را در حوزه دفاع، فناوری، هوش مصنوعی، هویت دیجیتال، امنیت، انرژی و زنجیرههای تأمین تقویت کرده است. دولت کانادا در دسامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد همکاری با اتحادیه اروپا در هوش مصنوعی، digital credentials و trust services عمیقتر میشود و این همکاری در ادامه شراکت راهبردی کانادا و اروپا قرار دارد.
همزمان، کانادا در مسیر امنیتی و دفاعی هم به اروپا نزدیکتر شده است. آسوشیتدپرس گزارش داده کانادا نخستین کشور غیراروپایی بوده که به صندوق دفاعی SAFE اتحادیه اروپا پیوسته؛ اقدامی که بخشی از راهبرد کاهش وابستگی نظامی و صنعتی به آمریکا توصیف شده است. این یعنی حرکت به سمت اروپا فقط درباره استارتاپ نیست؛ بخشی از یک چرخش بزرگتر برای تنوعبخشی به امنیت، فناوری و اقتصاد کاناداست.
آیا این یعنی کانادا از آمریکا دور میشود؟ پاسخ دقیق این است: کانادا نمیتواند از آمریکا جدا شود، چون آمریکا همچنان بزرگترین شریک تجاری، سرمایهای، دفاعی و فناوری کاناداست. اما دولت کارنی تلاش میکند وابستگی یکطرفه به آمریکا را کمتر کند. این حرکت بیشتر «کاهش ریسک وابستگی» است، نه قطع رابطه.
آیا این همزمان به معنی نزدیک شدن به چین است؟ تا حدی بله، اما نه به شکل بیقید و شرط. گزارشهای اخیر نشان میدهد دولت کارنی در حوزه اقتصادی با چین تعامل بیشتری نشان داده، اما کانادا همچنان در حوزه امنیت، داده، فناوری حساس و زنجیرههای استراتژیک محتاط است. در واقع، مدل کارنی بیشتر شبیه چندمسیره کردن کاناداست: آمریکا برای بازار و سرمایه، اروپا برای نظم، مقررات، دفاع و فناوری قابل اعتماد، و چین برای بازار و زنجیره صنعتی؛ اما هرکدام با ریسکهای خودش.
از نگاه متخصصان، فایده حرکت به سمت اروپا این است که کانادا میتواند از بازارهای جدید، همکاری دفاعی، استانداردهای هوش مصنوعی، پروژههای clean tech، انرژی، هویت دیجیتال و قراردادهای دولتی اروپایی استفاده کند. اما خطر آن این است که اگر کانادا بیش از حد به مدل اروپایی تکیه کند، ممکن است گرفتار کندی مقررات، سرمایهگذاری کمتر، بازارهای کوچکتر و سختی scale-up شود. اروپا خودش اعتراف کرده که برای رقابت با آمریکا و چین باید سرمایه رشد و سرعت تجاریسازی را افزایش دهد.
برای ایرانیان کانادا، این بحث فقط سطح کلان سیاست نیست. اگر کانادا مسیر استارتاپی درست را انتخاب کند، نتیجه آن میتواند شغلهای بهتر، شرکتهای فناوری قویتر، فرصتهای سرمایهگذاری، رشد کسبوکارهای کوچک، و حتی فرصت بیشتر برای جوانان مهاجر باشد. اما اگر کانادا بین آمریکا، چین و اروپا مسیر اشتباه یا کند انتخاب کند، استعدادهای کانادایی باز هم ممکن است به سمت سیلیکونولی، نیویورک، لندن یا آسیا بروند و کانادا بیشتر به محل تربیت استعداد برای دیگران تبدیل شود.
جمعبندی واقعگرایانه این است: کپشن وایرال تا حدی درست میگوید که آمریکا و چین موتورهای اصلی نوآوری جهانی هستند و اروپا در ساخت غولهای فناوری مصرفی عقبتر مانده است. اما نتیجهگیری اینکه «کانادا با نزدیک شدن به اروپا حتماً عقب میماند» بیش از حد ساده است. اروپا یک بازار کند اما ثروتمند، قانونمند و استراتژیک است. آمریکا موتور سرمایه و مقیاس است. چین موتور تولید، سرعت و زنجیره صنعتی است. اگر کانادا بتواند از هر سه مسیر هوشمندانه استفاده کند، برنده میشود؛ اگر یکی را جایگزین کامل دیگری کند، بازنده خواهد شد.
پیام امروز:
گاهی آینده یک کشور با یک جمله ساده اشتباه فهمیده میشود: «اروپا یا آمریکا؟» اما سؤال واقعی برای کانادا این نیست که فقط به کدام سمت نگاه کند؛ سؤال این است که چگونه از آمریکا سرمایه و مقیاس بگیرد، از اروپا اعتماد و استاندارد، و از آسیا سرعت و زنجیره صنعتی. برای ایرانیان کانادا، این مسیر فقط سیاست خارجی نیست؛ میتواند روی شغل، استارتاپ، سرمایهگذاری و آینده جوانانی اثر بگذارد که دنبال ساختن زندگی در اقتصاد جدید هستند.
■ منابع
Primary Source:
Prime Minister of Canada — انتصاب سفیر کانادا در اتحادیه اروپا برای سرعت دادن به همکاری با اروپا
Expert / Analysis Source:
StartupBlink — رتبهبندی کشورهای برتر استارتاپی ۲۰۲۵
Institutional Source:
Government of Canada — همکاری کانادا و اتحادیه اروپا در هوش مصنوعی، digital credentials و trust services