جهت ورود به شبکه های اجتماعی شیپورچی لینک های مقابل را کلیک کنید

فریب آتش‌بس با سیاست فرسایش ; تمدید آتش‌بس با ادامه محاصره دریایی ایران؛ توان تحمل بازار نفت جهان و اقتصاد ایران تا کجاست ؟ و آیا خطر فروپاشی اقتصادی تهران جدی‌تر شده است؟

فریب آتش‌بس با سیاست فرسایش ; تمدید آتش‌بس با ادامه محاصره دریایی ایران؛ توان تحمل بازار نفت جهان و اقتصاد ایران تا کجاست ؟ و آیا خطر فروپاشی اقتصادی تهران جدی‌تر شده است؟ ( برای شنیدن وویس کوتاه این خبر، اینجا را کلیک کنید ) 

Kiosk.Toronto@

توئیت ترامپ فقط یک اعلام سیاسی نبود؛ در واقع یک پیام دوگانه بود: از یک طرف آتش‌بس را تمدید کرد، و از طرف دیگر گفت محاصره دریایی ایران ادامه پیدا می‌کند تا تهران به یک «پیشنهاد واحد» برسد. خبرگزاری‌های AP و Reuters هم این وضعیت را همین‌طور توصیف کرده‌اند: آتش‌بس فعلاً تاریخ پایان دقیقی ندارد، اما دریا عادی نشده و فشار اصلی هنوز سر جایش مانده است.

تا این لحظه، نتیجه روشن و علنیِ مذاکرات امروز آمریکا و ایران هم چیزی فراتر از همین «تمدید زمان» نبوده است. AP گزارش داده سفر برنامه‌ریزی‌شده جی‌دی ونس برای دور دوم گفت‌وگوها متوقف شده و ایران نیز هنوز مشارکتش را قطعی نکرده است. Reuters هم گزارش داده یک مقام ارشد ایرانی تأکید کرده تهران مذاکره «زیر فشار و با هدف تسلیم» را نمی‌پذیرد. بنابراین، فعلاً خروجی امروز بیشتر «تعویق تصمیم نهایی» بوده تا «توافق تازه».

از نگاه اقتصادی خاورمیانه، مسأله اصلی فقط جنگ یا آتش‌بس نیست؛ مسأله «بلاتکلیفی در هرمز» است. Reuters گزارش داده رفت‌وآمد کشتی‌ها از تنگه هرمز هنوز به‌شدت مختل است، و همین اختلال، بدون نیاز به جنگ تمام‌عیار، برای صادرات انرژی، بیمه دریایی، حمل‌ونقل و اعتماد بازار منطقه‌ای هزینه می‌سازد. IMF هم هشدار داده که جنگ ایران و اختلال انرژی، رشد منطقه را پایین آورده و برای برخی کشورها، اثرات نامتوازن اما جدی ایجاد کرده است.

برای بازار نفت جهان، آستانه تحمل مشخص است: هرچه اختلال در هرمز طولانی‌تر شود، قیمت‌ها و اضطراب بازار بیشتر بالا می‌رود. Reuters نوشته بود در یکی از جهش‌های اخیر، نفت برنت تا حدود ۹۵.۴۸ دلار بالا رفت و از آغاز جنگ بیش از ۳۰ درصد رشد کرده بود. هم‌زمان، برآورد Reuters نشان می‌دهد از زمان شروع جنگ، بیش از ۵۰ میلیارد دلار نفت تولیدنشده از بازار جهان حذف شده و بازگشت کامل زیرساخت‌ها و عرضه ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد. این یعنی بازار جهانی می‌تواند نوسان را تحمل کند، اما «اختلال طولانی و نیمه‌مزمن» را بدون هزینه بالا تحمل نمی‌کند.

■ فصل اول: آستانه تحمل بازار نفت جهان

بازار نفت معمولاً شوک‌های کوتاه‌مدت را با ذخایر، تغییر مسیر تجارت، و امید به دیپلماسی هضم می‌کند؛ اما وقتی گلوگاهی مثل هرمز برای هفته‌ها یا ماه‌ها پرریسک بماند، هزینه‌ها از نفت خام فراتر می‌رود و به بیمه، حمل‌ونقل، فرآورده‌ها و زنجیره تأمین می‌رسد. Reuters در تحلیل «محاصره دریایی ایران چه معنایی برای جریان نفت دارد» نوشته بود که ایران در مارس حدود ۱.۸۴ میلیون بشکه در روز نفت صادر کرده و قطع این جریان، یک منبع مهم عرضه را از بازار حذف می‌کند. Moody’s هم درباره هند هشدار داده که اختلال طولانی انرژی می‌تواند تورم را بالا ببرد، رشد را پایین بیاورد و فشار مالی ایجاد کند؛ این منطق فقط مخصوص هند نیست و نشان می‌دهد بازار و اقتصادهای واردکننده، تحمل اختلال طولانی را ندارند.

اگر بخواهیم خیلی فنی جمع‌بندی کنیم، آستانه تحمل بازار جهانی در برابر «قیمت بالا» از آستانه تحملش در برابر «ابهام طولانی» بیشتر است. بازار شاید نفت ۹۰ تا ۱۰۰ دلاری را برای مدتی بپذیرد، اما وقتی نداند هرمز کی عادی می‌شود و صادرات منطقه چه زمانی برمی‌گردد، سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی پالایشی و حتی تصمیم‌های حمل‌ونقل جهانی ضربه می‌خورند. IMF هم در گزارش جدیدش به‌خاطر همین جنگ و جهش قیمت انرژی، رشد جهانی ۲۰۲۶ را پایین آورد و درباره خطرات بیشتر در صورت تشدید بحران هشدار داد.

■ فصل دوم: آستانه تحمل اقتصاد ایران

در طرف ایران، آستانه تحمل به‌مراتب شکننده‌تر به نظر می‌رسد. IMF رشد اقتصادی ایران در ۲۰۲۶ را منفی ۶.۱ درصد پیش‌بینی کرده و World Bank در Macro Poverty Outlook خود گفته اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶ حدود ۲.۷ درصد کوچک شده است. این‌ها مربوط به شرایطی است که حالا با جنگ، اختلال صادرات، و آسیب زیرساختی همراه شده و بنابراین فشار واقعی احتمالاً بیشتر از تصویر معمولِ قبل از جنگ است.

در بخش نفت هم فشار روشن است. Reuters گزارش داده محاصره دریایی و تهدید به تحریم‌های ثانویه علیه خریداران نفت ایران، برای قطع دسترسی تهران به بازار جهانی نفت طراحی شده است. همین منبع می‌گوید ایران پیش از این فشارها در مارس حدود ۱.۸۴ میلیون بشکه در روز نفت صادر کرده بود. اگر این کانال طولانی‌مدت محدود بماند، ایران فقط یک منبع درآمد را از دست نمی‌دهد؛ بلکه یکی از اصلی‌ترین دریچه‌های تأمین ارز خود را از دست می‌دهد.

در بخش زیرساخت هم ادعاهای کلی را باید با احتیاط گفت، اما یک نکته روشن است: Reuters حمله به مجتمع بزرگ پتروشیمی عسلویه را گزارش کرده و در یک گرافیک تحلیلی، از حملات گسترده به سایت‌های نفت، گاز و انرژی در ایران و منطقه نوشته است. این یعنی دست‌کم بخشی از زیرساخت‌های حیاتی یا دچار آسیب مستقیم شده‌اند یا در محیطی کار می‌کنند که ریسک عملیاتی و تولیدی‌شان به‌شدت بالا رفته است. درباره تعطیلی سراسری کارخانه‌ها یا میزان دقیق بیکاری، تا این لحظه منبع معتبر و عدد قطعی ندیدم؛ اما درباره ضربه به زیرساخت انرژی و صنایع کلیدی، شواهد معتبر وجود دارد.

در مورد اینترنت و اقتصاد دیجیتال هم باید دقیق حرف زد. Reuters در ژانویه از یک قطع سراسری اینترنت در ایران خبر داده و NetBlocks آن را تأیید کرده بود. همچنین گزارش‌های بعدی Reuters از تداوم یا بازگشت محدودیت‌های شدید خبر داده‌اند. منبع وبی که نشان می‌دهد این قطعی در ۲۱ آوریل وارد پنجاه‌وسومین روز متوالی شده، صفحه ویکی‌پدیا است و نه منبع نهادی اصلی؛ بنابراین این عدد را باید با احتیاط دید. اما اصل ماجرا، یعنی اختلال گسترده و طولانی در اینترنت و آسیب به کسب‌وکارهای آنلاین، با گزارش‌های خبری معتبر و داده‌های مانیتورینگ سازگار است.

■ فصل سوم: آیا خطر ورشکستگی اقتصادی جمهوری اسلامی جدی است؟

اگر منظور از «ورشکستگی» فروپاشی فوری و رسمیِ شبیه ورشکستگی شرکت‌ها باشد، با داده‌های فعلی نمی‌شود چنین حکمی داد. دولت‌ها معمولاً حتی در شرایط بسیار بحرانی، قبل از رسیدن به ورشکستگی رسمی، از مسیرهایی مثل کاهش هزینه‌ها، چاپ پول، فشار ارزی، سهمیه‌بندی، تأخیر در پرداخت‌ها، و اولویت‌بندی واردات بحران را به مردم و بخش خصوصی منتقل می‌کنند. بنابراین، حکم قطعیِ ورشکستگی نزدیک جمهوری اسلامی فعلاً از نظر تحلیلی بیش از حد قطعی است. اما خطر فرسودگی شدید اقتصادی، بحران بودجه‌ای، افت شدید تولید و تشدید بحران ارزی و معیشتی کاملاً واقعی است. این جمع‌بندی با پیش‌بینی منفی IMF برای رشد ایران، افت تولید و صادرات، و فشار مستقیم روی نفت و تجارت سازگار است.

به بیان روشن‌تر، اگر محاصره دریایی ادامه‌دار شود و هم‌زمان بخش انرژی، تجارت خارجی، و اقتصاد دیجیتال ایران زیر فشار بمانند، سناریوی محتمل‌تر از «ورشکستگی رسمی ناگهانی»، یک فرسایش عمیق چندلایه است:
■ افت بیشتر درآمد ارزی
■ تنگنای بودجه‌ای
■ فشار تورمی و کاهش قدرت خرید
■ تعمیق بیکاری در بخش‌های آسیب‌دیده
■ و کاهش توان دولت برای بازسازی یا جبران خسارت‌ها
این همان چیزی است که کارشناسان اقتصادی معمولاً قبل از فروپاشی رسمی، به‌عنوان مسیر بحران دولت‌های تحریم‌زده و جنگ‌زده توصیف می‌کنند.

■ جمع‌بندی تحلیلی

پس اگر بخواهیم این خبر را نه در سطح شعار، بلکه در سطح نتیجه‌گیری حرفه‌ای ببینیم، تصویر این است:
بازار نفت جهان آستانه تحمل دارد، اما اختلال طولانی در هرمز برایش گران تمام می‌شود. اقتصاد ایران هم آستانه تحمل دارد، اما زیر فشار هم‌زمانِ جنگ، محدودیت صادرات، آسیب انرژی و اختلال ارتباطی، انعطافش بسیار کمتر شده است. این یعنی هرچه زمان بگذرد، «تمدید آتش‌بس بدون حل گره دریایی» بیشتر از آنکه آرامش ایجاد کند، یک بازی فرسایشی می‌سازد که هر دو طرف، اما به‌ویژه اقتصاد ایران، از آن آسیب می‌بینند.

■ پیام امروز

بعضی بحران‌ها با بمب و موشک تعریف نمی‌شوند؛ با زمان تعریف می‌شوند. وقتی جنگ از فاز انفجار به فاز فشارِ ممتد می‌رود، آن‌وقت تفاوت اصلی را آستانه تحمل‌ها نشان می‌دهند: بازار جهانی تا کجا می‌تواند شوک را هضم کند، و یک اقتصاد تحت فشار تا کجا می‌تواند بدون صادرات، بدون ثبات، و با زخم‌های چندلایه دوام بیاورد. خیلی‌ها فقط تمدید آتش‌بس را می‌بینند، اما سؤال واقعی شاید این باشد که چه کسی در بازی زمان، زودتر فرسوده می‌شود.

■ منابع 

Primary Source
Iran International

Expert / Analysis Source
رویترز : گفت‌وگوها، محاصره دریایی، اختلال هرمز، نفت، اقتصاد

Reuters 1 

Reuters 2

Reuters 3
 

Institutional Source
IMF / World Bank / Bank of Canada

Reuters

thedocs

bankofcanada


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




ارسال نظر