این ویدئویی که ترامپ منتشر کرده، اگر فقط در ظاهر نگاهش کنیم، یک تجمع خیابانی دیگر در آمریکاست. اما در زمانبندی فعلی، ماجرا بزرگتر از خود تصویر است. وقتی آتشبس در نقطهای شکننده قرار دارد و تنها زمان کمی تا پایان مهلت آن باقی مانده، هر محتوایی که از سوی شخص ترامپ منتشر میشود، دیگر فقط یک بازنشر ساده نیست؛ تبدیل میشود به بخشی از پیام سیاسی او. AP گزارش داده بود که آتشبس دو هفتهای آمریکا و ایران در روز ۷ آوریل شکل گرفت، آن هم درست بعد از تهدیدهای شدید ترامپ و تنها ساعاتی پیش از ضربالاجلش.
از آن طرف، رویترز امروز گزارش داده که هنوز هیچ تاریخی برای دور بعدی مذاکرات تعیین نشده و تهران هم میگوید اول باید یک چارچوب مورد توافق شکل بگیرد. یعنی در عمل، نه میشود گفت فضا آرام شده، نه میشود گفت همهچیز به سمت توافق قطعی میرود. این همان نقطهای است که یک ویدیوی بهظاهر ساده، میتواند بخشی از «فشار قبل از تصمیم» باشد.
نکته مهم اینجاست که ادعایی مثل «مردم ایران به ترامپ اعتماد دارند و او را برای حمله تحت فشار گذاشتهاند» در منابع معتبر و مستقلی که بررسی شد، برای این ویدیوی خاص تأیید نشده است. آنچه تأیید شده، این است که ترامپ در روزهای گذشته چند بار از ادبیاتی استفاده کرده که خودش را در برابر حکومت ایران در موضعی تهاجمی قرار میدهد و حتی یکبار گفت اگر آتشبس اعلام شود، مردم ایران باید علیه حکومتشان قیام کنند؛ هرچند خودش هم گفت چنین کاری برای آنها بسیار خطرناک است.
از نگاه تحلیلی، همین نکته مهم است: ترامپ از یک طرف از «مردم ایران» حرف میزند و از طرف دیگر تهدیدهای سخت زیرساختی و نظامی را روی میز نگه میدارد. رویترز گزارش داده که او در این بازه زمانی ایران را تهدید کرده بود که اگر شروطش درباره هرمز عملی نشود، به نیروگاهها و پلها حمله میکند؛ بعد عقب نشست و آتشبس دو هفتهای را پذیرفت؛ و بعد دوباره با تندتر شدن فضا، علیه «باجگیری» ایران هشدار داد. تحلیل رویترز هم میگوید این نوسان رفتاری، بخشی از همان سبک فشار غیرقابلپیشبینی ترامپ است که بعضی هوادارانش آن را تاکتیک مؤثر میدانند و بعضی تحلیلگران آن را عامل تضعیف اعتبار آمریکا.
اینجاست که این ویدئو معنی تازه پیدا میکند. کارشناسانی که رویترز نقل کرده، درباره رویکرد ترامپ به ایران گفتهاند مشکل اصلی فقط خود تهدید نیست، بلکه این است که او همزمان چند پیام متضاد میفرستد: تهدید میکند، عقب میکشد، دوباره فشار میآورد، و در همان حال از احتمال توافق هم حرف میزند. در چنین فضایی، بازنشر یک ویدیو از یک تجمع میتواند کارکردی دوگانه داشته باشد: اول، این حس را منتقل کند که او هنوز پشت یک روایت «حمایت مردمی» ایستاده؛ دوم، فضا را برای این آماده کند که اگر مذاکرات شکست خورد، حمله بعدی نه بهعنوان یک تصمیم ناگهانی، بلکه بهعنوان ادامه همان روایت قبلی دیده شود. این بخش یک استنباط تحلیلی از الگوی رفتاری ثبتشده ترامپ در گزارشهای رویترز و AP است.
برای مخاطب ایرانی در کانادا، این موضوع از آن خبرهایی است که نباید فقط سیاسی دیده شود. اگر این ویدئو بخشی از آمادهسازی افکار عمومی برای فشار بیشتر باشد، اثرش فقط در واشنگتن و تهران نمیماند. بازار نفت، قیمت انرژی، دلار، هزینه حملونقل و حتی فضای روانی مهاجران و خانوادههایی که اخبار منطقه را دنبال میکنند، همه میتوانند از آن تأثیر بگیرند. AP امروز هم گزارش داده که با تشدید دوباره بحران هرمز، حدود ۲۰ درصد تجارت نفت جهان دوباره در معرض اختلال قرار گرفته است.
جمعبندی روشن این است: این ویئیو بهتنهایی مدرک قطعی برای «حمله قریبالوقوع» نیست، اما در زمان فعلی، بعید هم هست صرفاً یک بازنشر بیهدف باشد. در چارچوب رفتاری ترامپ، این ویدیو بیشتر شبیه یک قطعه از پازل فشار سیاسی و روانی است؛ فشاری که میخواهد هم تهران را زیر ضرب نگه دارد، هم مخاطب داخلی را آماده کند، و هم این تصور را بسازد که اگر فاز بعدی درگیری شروع شد، از قبل زمینهاش در افکار عمومی چیده شده بود. این نتیجه، جمعبندی تحلیلی بر پایه گزارشهای رویترز و AP از لحن اخیر ترامپ، آتشبس شکننده، و بنبست فعلی مذاکرات است.
🔘 پیام امروز
گاهی یک ویدئو فقط یک تصویر نیست؛ بخشی از آمادهسازی ذهنهاست. بعضیها فقط چیزی را میبینند که منتشر شده، اما بعضیها زودتر متوجه میشوند که چرا همین حالا منتشر شده و قرار است چه فشاری را برای مرحله بعدی بسازد. معمولاً همین فهم زودتر است که آدمها را برای موج بعدی اتفاقات آمادهتر میکند.
منابع