جهت ورود به شبکه های اجتماعی شیپورچی لینک های مقابل را کلیک کنید

درگذشت کمال خرازی؛ فقدان یکی از چهره‌های کلیدی «دیپلماسی موازی» جمهوری اسلامی چه معنایی دارد؟

درگذشت کمال خرازی؛ فقدان یکی از چهره‌های کلیدی «دیپلماسی موازی» جمهوری اسلامی چه معنایی دارد؟

Kiosk.Toronto@

خبر درگذشت کمال خرازی امروز در رسانه‌های ایرانی و سپس در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب پیدا کرد. گزارش‌ها می‌گویند او پس از زخمی‌شدن در حمله‌ای که اوایل آوریل به محل اقامتش در تهران انجام شد، جان خود را از دست داده است؛ در همان حمله، همسر او نیز کشته شده بود. با این حال، آنچه بار سیاسی این خبر را بالا می‌برد، فقط خود واقعه نیست؛ بلکه جایگاه خرازی در ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.

خرازی از چهره‌هایی بود که مسیر کاری‌اش تقریباً تمام لایه‌های اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را پوشش می‌داد: از سخنگویی و مدیریت اطلاع‌رسانی در سال‌های جنگ ایران و عراق، تا نمایندگی ایران در سازمان ملل، وزارت امور خارجه در دولت خاتمی، و سپس ریاست شورای راهبردی روابط خارجی؛ شورایی که در سال ۱۳۸۵ با حکم مستقیم رهبر جمهوری اسلامی تشکیل شد. در متن همان حکم، خامنه‌ای تصریح کرده بود این شورا برای «کمک به تصمیم‌گیری‌های کلان» و بهره‌گیری از نظرات نخبگان در روابط خارجی ایجاد می‌شود و خودِ خرازی را به ریاست آن منصوب کرد. همین متن، جایگاه شورا را از همان ابتدا فراتر از یک اتاق فکر معمولی نشان می‌دهد.

از نگاه تحلیلی، اهمیت خرازی بیشتر از آن‌جا می‌آید که او در سال‌های اخیر در نقطه اتصال «سیاست رسمی» و «دیپلماسی موازی» قرار داشت. تحلیل استیمسون می‌گوید علی خامنه‌ای طی سال‌ها دستگاه دیپلماتیک خاص خود را در قلب جمهوری اسلامی شکل داده و شورای راهبردی روابط خارجی یکی از ابزارهایی است که از طریق آن می‌تواند پیام‌های سخت‌تر یا متفاوت را خارج از مسیر کلاسیک وزارت خارجه منتقل کند. این همان جایی است که خرازی صرفاً یک دیپلمات بازنشسته نبود؛ بلکه یکی از حاملان پیام در سطح راهبردی محسوب می‌شد.

این جایگاه در عمل هم دیده می‌شد. خرازی در سال‌های اخیر بارها مواضعی را مطرح کرد که به‌عنوان «سیگنال راهبردی» خوانده شد؛ از جمله هشدار مشهورش در مه ۲۰۲۴ که گفت اگر موجودیت جمهوری اسلامی تهدید شود، ایران ممکن است دکترین هسته‌ای خود را تغییر دهد. رویترز او را در آن گزارش صریحاً «مشاور رهبر جمهوری اسلامی» معرفی کرد. همین جنس موضع‌گیری‌ها نشان می‌داد خرازی فقط در حال تحلیل بیرونی نبود؛ بلکه در انتقال و آزمایش پیام‌های حساس نظام نیز نقش داشت.

از نگاه مسیر تاریخی جمهوری اسلامی هم خرازی یک چهره قابل‌توجه بود، چون به چند دوره متفاوت تعلق داشت اما از هر کدام عبور کرد بدون آن‌که از دایره اصلی اعتماد بیرون بیفتد. او در دولت اصلاحات وزیر خارجه بود، اما بعد از پایان آن دوره هم در ساختار نزدیک به رهبر باقی ماند. این یعنی او برخلاف بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلبِ دوره خاتمی، به‌عنوان عنصری «قابل استفاده در سطوح بالاتر نظام» حفظ شد. ادامه ریاست او بر شورای راهبردی روابط خارجی و حضورش در جایگاه‌های مشورتی، نشانه‌ای از این بود که در نگاه هسته مرکزی قدرت، خرازی بیشتر از آن‌که یک چهره جناحی باشد، یک مدیر قابل‌اعتماد در حوزه راهبرد خارجی بوده است. این برداشت، یک استنباط تحلیلی بر پایه استمرار انتصاب او از سوی خامنه‌ای و نقش مداومش در پرونده‌های حساس است.

از زاویه ساختاری هم این خبر مهم است، چون تحلیل‌های تازه درباره سیاست خارجی ایران نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر وزن وزارت خارجه کاهش یافته و نقش نهادهای موازی، امنیتی و نزدیک به رهبری بیشتر شده است. گزارش Middle East Council در ۲۰۲۴ صریحاً از «مرکزی‌تر شدن»، «امنیتی‌تر شدن» و کم‌رنگ‌تر شدن کانال‌های دیپلماتیک متعارف در سیاست خارجی ایران حرف می‌زند. در چنین ساختاری، خرازی یکی از چهره‌های نمادین همین انتقال از «دیپلماسی کلاسیک» به «تصمیم‌سازی متمرکز و امنیتی» بود. بنابراین خبر فوت او، فقط خبر مرگ یک مقام سابق نیست؛ بلکه نشانه حذف یکی از حلقه‌های قدیمی و با‌تجربه در سازوکار دیپلماسی راهبردی جمهوری اسلامی هم هست.

از نگاه متخصصان سیاست ایران، شورای راهبردی روابط خارجی دقیقاً به این دلیل مهم است که هم زیر نظر رهبر تعریف شده و هم می‌تواند در کنار وزارت خارجه، پیام‌های حساس را نرم‌تر یا سخت‌تر از کانال رسمی منتقل کند. استیمسون این شورا را بخشی از رویکرد «dual-track» یا دو‌مسیره خامنه‌ای در سیاست خارجی توصیف می‌کند. به زبان ساده‌تر، این یعنی جمهوری اسلامی در برخی مقاطع، یک حرف را از کانال رسمی می‌زند و همان موضوع را با بار راهبردی متفاوت از زبان چهره‌هایی مثل خرازی بیرون می‌فرستد. همین ویژگی، جایگاه خرازی را نزد خامنه‌ای مهم‌تر می‌کند: او فقط یک مدیر نبود، بلکه یک صدا و یک رابط قابل اتکا در لایه بالادستی سیاست خارجی بود.

به همین دلیل، فوت او چند معنا را هم‌زمان در خود دارد:
● از دست رفتن یک چهره باسابقه و کم‌حاشیه در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی
● تضعیف یکی از حاملان پیام‌های راهبردی نظام در حوزه خارجی
● و نمادین شدن یک تغییر نسلی در حلقه سیاست‌گذاری نزدیک به رهبر، آن هم در دوره‌ای که سیاست خارجی ایران بیش از قبل امنیتی، متمرکز و کم‌انعطاف شده است.

پیام امروز

بعضی خبرها فقط پایان یک زندگی نیستند؛ پایان یک نقش‌اند.
وقتی چهره‌ای مثل کمال خرازی از صحنه حذف می‌شود، ما فقط با فقدان یک وزیر خارجه سابق روبه‌رو نیستیم؛ با حذف یکی از کانال‌های قدیمی انتقال فکر و پیام در ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی روبه‌رو هستیم.
در چنین لحظه‌هایی، فهم «جایگاه فرد» از خود خبر مهم‌تر می‌شود؛ چون نشان می‌دهد کدام بخش از سیستم، ضربه واقعی را خورده است.

منابع

● Primary Source: گزارش‌های امروز درباره درگذشت خرازی در رسانه‌های ایرانی و بازتاب بین‌المللی آن.


● Expert / Analysis Source: تحلیل Stimson Center درباره دیپلماسی موازی خامنه‌ای و نقش شورای راهبردی روابط خارجی.

● Institutional Source: حکم رسمی علی خامنه‌ای برای تأسیس شورای راهبردی روابط خارجی و انتصاب خرازی به ریاست آن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




ارسال نظر