آغوشی که به جای آرامش، خشونت آورد|پرونده نوزادی با ۵۰ شکستگی
کودکی که باید در آغوش مادر آرام میگرفت، اما بخشی از همین آسیبها، طبق پرونده، بهدست مادر وارد شده است.
مادر در دادگاه اعتراف کرد که میتوانست از کودک محافظت کند، اما نکرد.
او چهار روز تمام با وجود گریههای مداوم و درد شدید نوزاد، او را به بیمارستان نبرد.
وقتی بالاخره به اورژانس رسیدند، پزشکان متوجه شدند ماجرا فقط یک شکستگی پا نیست.
بدن کوچک کودک ۵۰ بار شکسته شده بود — در دندهها، دستها، پاها…
آسیبهایی که فقط از خشونت مکرر بهوجود میآیند، نه از افتادن یا بیماری.
پدر نیز پذیرفت که یکبار در لحظهی عصبانیت به کودک آسیب زده، اما هیچکدام دربارهی بقیهی جراحات توضیح ندادهاند.
این مادر ۳۰ ساله اکنون با اتهامی مواجه است که میتواند تا ۵ سال زندان برایش به همراه داشته باشد.
کودک خوشبختانه درمان شده، اما زخمهایی که دیده، فراتر از جسم اوست.
سؤال دردناک اینجاست:
چطور ممکن است مادری که باید امنترین فرد زندگی کودک باشد… خودش بخشی از درد و ترس او شده باشد؟